خوف تشریف دارین؟
من که دیگه نیستم!!
می دونین؟
این الان ضربان قلبه منه....!!(ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...)
![]()
راست گفتم!!(نه چاخان بستم)![]()
واییی ولی دیگه این یکی راسته که دارم از خستگی میمیرم!!![]()
اهان اینقدر چرت گفتم که یادم رفت میخواستم راجع به چی نویسم!!
پخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ!!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خب حالا میگم!!
دیروز بود فکر کنم یا پریروز یادم نیس درست که چه روزی بود!!؟![]()
![]()
زنگه اخر یعنی میشه ساعت ۴ و ۲...۳ دقیقه !!
بچه های مدرسه همه تعطیل شدن و اومدن بیرون.....
طبق عادت همیشه ما اخرین نفریم.......
اینا کین؟
چرا بچه ها اینجا همه جمع شدن؟
چه خبره؟
همه دارن با هم دیگه حرف میزنن........
یه چیزی وسطه جمعیت هست که مثله اینکه من ازش بی خبرم......
یکی از دوستام یه توجهمو به یه چیزی زیره پام جلب کرد.........
خون!![]()
دیگه نتونستم تحمل کنم بچه ها رو کنار زدم با ۱۰۰۰۰۰۰ زحمت دیدم یه پسره رو اسفالت افتاره پهلوشو گرفتههه...
وای خدای من اینجارو داره خون ازش میرههه![]()
![]()
چرا یکی کاری نمیکنه ؟؟....
همون موقع یکی دووید به یکی از معلم های دمه در گفت امبولانس خبر کنین!!!
تو عمرم اولین بار بود به جز فیلم تو صحنه ی واقعی میدیدم که یکی چاقو خورده و رو زمین افتاده و داره ازش خون میرهه!!....
بعد از یه مدتی پلیس اومد و امبولانس بردنش بعد فرداش :
تو مدرسه گفتن که ۲ تا چاقو بهش زده بودن .....![]()
به پهلوش......![]()
خدای من به خاطره چی؟؟؟......!!
یه گوشی که مدلش بالا بودهه......![]()
بعد اخه مدرسه ی ما تو منطقه ی عربا هست بعد اونجا یه کمی محلش درست حسابی نیس
یعنی لاتو اینا زیاد داره ...
یکی از همونا هم اومده بوده به پسره که پاکستانی بوده میگه گوشیتو بده بعد اونم میگه نه اینم ۲ تا چاقو بهش میزنه و فرااارررررررررر
!!
همین!!
اینم ار این تا حالا هم که نیومده مدرسه !!
من برم دیگهه!!
به کسی هم نمیگم یعنی اصلا فکر نکنم به جز "اربابی" کسه دیگه ای هم باشه که بخواد بیاد !!
بودن هااا ولی خیلی وقته که دیگه نیستن!!
همین
من برم دیگه![]()
![]()
بای...........بای..........!!![]()
![]()
خوب بخوابید!!![]()

